gнαℓвє тαηнα

ѕαя∂αяgσмєℓαнzєнα

پنجره

زتدگی یک اتاق با دو پنجره نیست …


زندگی هزاران پنجره دارد


یادم هست


روزی از پنجره نا امیدی به زندگی نگاه کردم ،


احساس کردم میخواهم گریه کنم


و روزی از پنجره امید به زندگی نگاه کردم ،


احساس کردم می خواهم دنیا را تغییر دهم !!                     

[ یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:51 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


عشق

طوری بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،


چنان عشق بورز …


که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود …


و طوری خوب زندگی کن …


که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود …!


این زندگی نیست که می گذرد ما هستیم که رهگذریم …


پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن …

[ یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:49 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


گل اگر چه نازک و لطیف چهره می نماید


و نگاه ها فکر می کنند نازکی گل نشان ضعف اوست


گل ولی با دمیدن از میان سنگ ِ سخت

 


با من و تو حرف می زند:


من اگر چه نازکم،


سنگ اگر چه سخت


سعی و کوشش از میان سنگ راه باز می کند                     

[ یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:47 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


افسوس

تمام ثانيه ها را مي شمارم 

 

 که لحظه ديدار برسد

 

اما افسوس يک قدم مانده به آن لحظه…

 

دوباره بايد ثانيه ها را شمرد

 

 

دوباره بايد چشم به در دوخت…

 

 

کاش اندکي مرا مي فهميد… 

 

[ یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 11:32 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


شهر من اینجا نیست!
اینجا…
آدم که نه!
آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!
و جالب تر!
اینجا هر کسی
هفتاد رنگ بازی میکند
تا میزبان سیاهی دیگری باشد!
.
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
همه قار قار چهلمین کلاغ را
دوست می دارند!
و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!
.
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
سبدهاشان پر است از
تخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!
.
من به دنبال دیارم هستم,
شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:6 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت،
من در اوج قصه گم شده ام…

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:4 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


گاهی اوقات بی قانونی؛
عجیب بیداد می کند در عاشقی …
یکی دور می زند …
اما … دیگری جریمه میشود
و تاوان میپردازد …

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:3 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


بـــــرای کـــسی کــه رفــــتـنـی اســـت، راه بــــاز کــــنـید

 


ایــــستادن و مــنـتظر مـانـدن ابـــلـهانه تـرین کـار دل اســت

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:1 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


توی کافه به وقت خوردن چای
با دو حبّه غم تو را خوردن
شهر تهران بزرگ تر شده است
آه! مازندران کوچک من!

فکر ِ در غربت از تو را مُردن
حمل تابوت تا اداره ی پست
خزرت آب خضر هم بشود
ترس ِ مرگ مرا نخواهد شست

با همین موی فرفری در باد
با جنونم که گاوی ات کرده ست
هر چه را شعر بر سرت آورد
با من آن چشم آبی ات کرده ست

مثل فریاد ، زیر آب شدم
مثل تبعید ماه در برهوت
غم البرز تو مرا انداخت
از صعود شریعتی به هبوط

مثل نوزاد از رحم بِکنی
سر پستانکی خرت بکنند
مثل یک مرد زندگی کنی و
دست ِآخر لچک سرت بکنند

پا به پای شب تو گریه کند
اتوبان شهید بابایی
هشتصد اسم توی گوشی توست
تا بفهمی چقدر تنهایی

مست بودم سکندری خوردم
کوچه پس کوچه های تهران را
هرچه در خانه بود دزدیدند
حفظ کردم تمام قران را

دوستانم به حرف معتادند
با سکوت انتقام می گیرم
بس که در خانه خودخوری کردم
ذره ذره جذام می گیرم

نقشه ات را شبیه یک کاغذ
می سپارم به آتش نمرود
موطنم را که دوستش دارم
مثل سیگار دود کردم دود

پیک اول به افتخار خودم
پیک دوم برای دردی که
پیک سوم به هرچه کردم تُف
پیک چارم به یاد مردی که

پیک پنجم به افتخار
چالوس
پیک شیشم به یاد شهسوار
پیک هفتم به دوستان بدم
پیک هشتم به قبر بی مادر

خوردم و روی شهر قی کردم
غم ِ در غربت از خودم مردن
دردهایم بزرگتر شده اند
آه !مازندران کوچک من!!!!!!!!!

 

[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 20:34 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


..


نمیبـפֿـشـمتــ !

قــبول ڪـُـטּ "هیــچ ڪَـس"

جانــشـ رـآ

بـﮧ ایــ ـטּ راפـَتـــے

نمیبـפֿـشـد...

(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

……………….♥
……………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
……………………………♥
…………………………♥
…………………….♥
………………♥
………….♥
…….♥
…♥
.♥………………………..♥….♥
♥……………………..♥………..♥
.♥………………….♥…………….♥
..♥……………….♥………………♥
…♥………………………………♥
…..♥…………………………..♥
……..♥…………………….♥
………..♥……………….♥
…………..♥…………..♥
………………♥…….♥
…………………♥..♥
(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:40 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


خیال


کنار تو در باران قدم

می زنم...

چتر برای چه؟!

رویا که خیس نمیشود!

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:40 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


...


چه سنگين است !! وقتي غصه ي نبودنت را ميخورم و ميگويي نوش جان ...

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:39 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


من وتو

من و تو
با توهم یک خیال
از بی رحمی روزمرگی
تا اوج ماندگاری لحظه ها
کابوس شبانه را پایان می دهیم.....

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:11 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


نخواب

اگه با کسی که دوسش داری قهری .....
...
شب رو بدون آشتی کردن نخواب ..

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:8 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


عشق

عــشــق فــقــط عــزیزم و دوســـتت دارم نــیــســــت

عشق اینه که

تو هر شرایطی باهاش باشی - حتی اگه نفهمه.........!

همیشه عاشقت میمونم..

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:6 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


سکوت

سکوت خطرناکتر از حرفهای نیشدار است...

کسی که سکــــــــوت می کند

روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت.....


[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:4 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


سه مورد

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:0 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


نفرین

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:0 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


نوشت

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:59 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


زندگی

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:58 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]