gнαℓвє тαηнα

ѕαя∂αяgσмєℓαнzєнα

زندگیست دیگر!

همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست،

همه سازهایش کوک نیست!

باید یاد گرفت با هر سازش رقصید،

حتی با ناکوک ترین ناکوکش...

اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن!

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد...

به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند،

به این سالها که به سرعت برق می گذرند....

[ دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 12:50 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


شهر من اینجا نیست!
اینجا…
آدم که نه!
آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!
و جالب تر!
اینجا هر کسی
هفتاد رنگ بازی میکند
تا میزبان سیاهی دیگری باشد!
.
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
همه قار قار چهلمین کلاغ را
دوست می دارند!
و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!
.
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
سبدهاشان پر است از
تخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!
.
من به دنبال دیارم هستم,
شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:6 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت،
من در اوج قصه گم شده ام…

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:4 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


گاهی اوقات بی قانونی؛
عجیب بیداد می کند در عاشقی …
یکی دور می زند …
اما … دیگری جریمه میشود
و تاوان میپردازد …

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:3 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


بـــــرای کـــسی کــه رفــــتـنـی اســـت، راه بــــاز کــــنـید
ایــــستادن و مــنـتظر مـانـدن ابـــلـهانه تـرین کـار دل اســت

[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:1 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


توی کافه به وقت خوردن چای
با دو حبّه غم تو را خوردن
شهر تهران بزرگ تر شده است
آه! مازندران کوچک من!

فکر ِ در غربت از تو را مُردن
حمل تابوت تا اداره ی پست
خزرت آب خضر هم بشود
ترس ِ مرگ مرا نخواهد شست

با همین موی فرفری در باد
با جنونم که گاوی ات کرده ست
هر چه را شعر بر سرت آورد
با من آن چشم آبی ات کرده ست

مثل فریاد ، زیر آب شدم
مثل تبعید ماه در برهوت
غم البرز تو مرا انداخت
از صعود شریعتی به هبوط

مثل نوزاد از رحم بِکنی
سر پستانکی خرت بکنند
مثل یک مرد زندگی کنی و
دست ِآخر لچک سرت بکنند

پا به پای شب تو گریه کند
اتوبان شهید بابایی
هشتصد اسم توی گوشی توست
تا بفهمی چقدر تنهایی

مست بودم سکندری خوردم
کوچه پس کوچه های تهران را
هرچه در خانه بود دزدیدند
حفظ کردم تمام قران را

دوستانم به حرف معتادند
با سکوت انتقام می گیرم
بس که در خانه خودخوری کردم
ذره ذره جذام می گیرم

نقشه ات را شبیه یک کاغذ
می سپارم به آتش نمرود
موطنم را که دوستش دارم
مثل سیگار دود کردم دود

پیک اول به افتخار خودم
پیک دوم برای دردی که
پیک سوم به هرچه کردم تُف
پیک چارم به یاد مردی که

پیک پنجم به افتخار
چالوس
پیک شیشم به یاد شهسوار
پیک هفتم به دوستان بدم
پیک هشتم به قبر بی مادر

خوردم و روی شهر قی کردم
غم ِ در غربت از خودم مردن
دردهایم بزرگتر شده اند
آه !مازندران کوچک من!!!!!!!!!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 20:34 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


..


نمیبـפֿـشـمتــ !

قــبول ڪـُـטּ "هیــچ ڪَـس"

جانــشـ رـآ

بـﮧ ایــ ـטּ راפـَتـــے

نمیبـפֿـشـد...

(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

……………….♥
……………………..♥
………………………….♥
……………………………♥
……………………………♥
…………………………♥
…………………….♥
………………♥
………….♥
…….♥
…♥
.♥………………………..♥….♥
♥……………………..♥………..♥
.♥………………….♥…………….♥
..♥……………….♥………………♥
…♥………………………………♥
…..♥…………………………..♥
……..♥…………………….♥
………..♥……………….♥
…………..♥…………..♥
………………♥…….♥
…………………♥..♥
(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:40 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


خیال


کنار تو در باران قدم

می زنم...

چتر برای چه؟!

رویا که خیس نمیشود!

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:40 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


...


چه سنگين است !! وقتي غصه ي نبودنت را ميخورم و ميگويي نوش جان ...

[ یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:39 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


من وتو

من و تو
با توهم یک خیال
از بی رحمی روزمرگی
تا اوج ماندگاری لحظه ها
کابوس شبانه را پایان می دهیم.....

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:11 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


نخواب

اگه با کسی که دوسش داری قهری .....
...
شب رو بدون آشتی کردن نخواب ..

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:8 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


عشق

عــشــق فــقــط عــزیزم و دوســـتت دارم نــیــســــت

عشق اینه که

تو هر شرایطی باهاش باشی - حتی اگه نفهمه.........!

همیشه عاشقت میمونم..

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:6 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


سکوت

سکوت خطرناکتر از حرفهای نیشدار است...

کسی که سکــــــــوت می کند

روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت.....


[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:4 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


سه مورد

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:0 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


نفرین

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:0 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


نوشت

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:59 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


زندگی

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:58 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


گاهی

گــــاهی برای زخمهایت هیچ چیزی درمان نیست....

آتشی که بر افروخته اند دیگر خاموشی ندارد...

داد که بزنی مقصر میشوی....

ساکت هم که باشی مقصر میشوی...

چقدر حیف که دوست داشتن غرور ندارد

چقدر حیف که دوست داشتن خودخواه نیست

چقدر حیف که دوست داشتن بالغ نیست

چقدر حیف که دوست داشتن حتی حرمت دل شکسته را نگه

 نمیدارد

چقدر حیف که دوست داشتن برای دل کندن یک بهانه می آورد که
 بماند

چقدر حیف که دوست داشتن خاطره ها را حفظ میکند، حتی بدترینها را

چقدر حیف که دوست داشتن، دوست نداشتن را بلد نیست

.**

[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:57 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


باورت

باورت بشود یا نه...


روزی می رسد که دلت برای هیچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد!


برای نگاه کردنم...اذیت کردنم...خندیدنم...


برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی..


روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود....

میدانم روزی دیگر نیستم ...


و هیچکس تکرار دوباره من نخواهد شد!


[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:55 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]


زندگی نامه توماس ادیسون


توماس ادیسون
مخترع امريكايي ( 1847- 1931)


» توماس اديسون» در سال 1847 در شهر «ميلان»، در ايالت «اوهايو» امريكا متولد شد. تام در كودكي مانند ديگر بچه ها در مدرسه موفق نبود و مادرش تصميم گرفت او را در خانه تحت تعليم قرار دهد. از اين رو، تعداد زيادي كتاب به او داد تا مطالعه كند. تام پسري كنجكاو بود و هميشه در تلاش بود تا بفهمد چيزهاي اطرافش چگونه عمل مي كنند و دوست داشت بتواند كاري كند كه آنها بهتر عمل كنند.
تام در دوران جواني آزمايشگاهي درست كرد؛ جايي كه مي توانست ايده ها و نظرياتش را آزمايش كند. او بسياري از چيزها را در همين آزمايشگاه اختراع كرد. زمانى كه اديسون 7 ساله بود، خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كردند. 4 سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى در قطار بين پورت هورون و ديترويت مشغول به كار شد. اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال 1862 هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه بر اين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى 1863 تا 1868 در همين رشته به كار خود ادامه داد.
اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال 1868 به ثبت رساند. اما اين دستگاه در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت؛ چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى استاك اند گولد شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.
توماس اديسون در سال 1871 با خانم مرى استيل ول (M .Stillwell) ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير را اختراع نمود. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال 1877 اديسون فونوگراف يا دستگاه ضبط صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.
در سال 1879 لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود، بيش از 40 ساعت درخشيد. علاوه بر اين، اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال 1880 در منلوپارك - نخستين كارخانه لامپ سازى- شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى و تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال1883 اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت گرديد. تا سال 1890 اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. اما برخلاف شايعات موجود، اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام هارولد پى براون اختراع شد.
در سال 1891 اديسون دستگاه سينماتوگراف، كه يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى بود را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.
اختراع مورد علاقه اش، گرامافون يا دستگاه ضبط صوت بود. معروفترين اختراع اديسون، چراغ حبابي بود. در آن زمان، مردم براي روشن كردن خانه هايشان از چراغ هاي نفتي و گازي استفاده مي كردند. اديسون مي دانست كه استفاده از الكتريسيته بسيار ساده تر و ارزانتر خواهد بود. مشكل اينجا بود كه كسي نمي دانست چگونه بايد اين كار را انجام دهد. اديسون مدت زيادي بر روي ايده اش كار كرد. وي بسياري از چيزها را مورد آزمايش قرار داد كه هيچ كدام عمل نمي كردند، اما هيچ گاه مايوس نشد و كارش را قطع نكرد؛ او به تلاش خود ادامه داد، تا روزي كه توانست آنچه را مي خواست، بدست آورد. امروز، شما به سادگي مي توانيد با فشار دادن كليدي، هر زمان نور و روشنايي را داشته باشيد. در سال 1882 اديسون اولين نيروگاه برق را در نيويورك ايجاد كرد كه به 85 مشتري برق مي فروخت و توانايي روشن كردن 5000 لامپ را دارا بود. وي همچنين دوربين متحرك را اختراع كرد. بسياري از ماشين هاي الكتريكي كه امروزه در خانه ها يا مدارس مورد استفاده قرار مي گيرد، از ايده ها و نظريات اديسون نشات گرفته اند.
اختراع كردن بهترين چيزي بود كه اديسون به آن علاقه داشت. او ابتدا مي انديشيد كه اشياء پيرامونش چگونه كار مي كنند، سپس فكر مي كرد كه چگونه مي تواند كاري كند كه آنها بهتر عمل كنند؛ كه به آن الهام مي گويند. اما قسمت مشكل كار اينجا بود كه اديسون بايد ايده هايش را در عمل پياده مي كرد. او انواع چيزها را استفاده مي كرد تا در نهايت، آن چه را كه دقيقاً مي خواست، پيدا كند. خود او آن را سخت كاركردن و نااميد نشدن مي دانست. او مي گفت :
«اختراع يك درصد الهام گرفتن و 99 درصد پشتكار و جديت است».
اديسون در اول فوريه 1893، كار ساختمان «بلك ماريا» نخستين استوديوي تصاوير متحرك را در «وست اورنج» نيوجرسي به پايان برد. او كوشيد تا اختراع دوربين فيلمبرداري را به خود اختصاص داده و حق استفاده انحصاري از آن را به دست آورد، اما در روز 10 مارس 1902 ، ادعاي او در يك دادگاه استيناف ايالات متحده رد شد. وي در سال 1894، تحقيقاتي را در زمينه تركيب فيلم و صدا به انجام رساند كه سرانجام منجر به اختراع «كينه توفون» گرديد. اين دستگاه تركيب ناهماهنگي از كينه توسكوپ و گرامافون استوانه اي بود كه با استقبال مردم مواجه نگرديد.
اديسون در روز 6 ژانويه 1931 درخواست نامه ثبت آخرين اختراع خود « وسيله نگهدارنده اشياء هنگام آبكاري» را به اداره اختراعات فرستاد، اما پيش از دريافت پاسخ خود و در سن 84 سالگي درگذشت.


[ یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ] [ 16:58 ] [ شهریار/غریبه ] [ ]